رفتنت تنها یه خوابه تو نرفتی عطرت اینجاست

کنج نایاب نفسهات تنها جای امن ذنیاست

توی کوچه نگاهت چرخش هزار تا تیله اس

به غزل قسم که چشمات آبروی این قبیله اس

رفتن تو

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦


 

بوی عیدی

بوی توت

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی وسط سفره نو

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگیمو در میکنم....

آمده نوروز در ایران زمین

خاک ما شد رشک فردوس برین

بوی نارنج و ترنج و عطر بید

 میتوان از تربت حافظ شنید

خون پاک عاشقی در جان ماست

ریشه این عشق در ایران ماست

هموطن هروزتان پیروز باد

ای وطن هر روز تو نوروز باد...

  
نویسنده : مريم ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥


 

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

ای که در کوچه معشوقه ما میگذری

بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

یا رب آن نوگل زیبا که سپردی به منش

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥


 

http://www.iranclip.com/player/1220

آهنگ جدید بنیامین

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٥


 

دل به ياد حق لبش خاموش بود  

       من نگويم از عطش بيهوش بود 

در دل خود خلوتی با يار داشت

گفتگو با دلبر و دلدار داشت

ناگهان شمر لعين خنجر به دست

آمد و بر سينه آقا نشست

گفت ای شه وقت جان دادن رسيد

از حيات خود بکن قطع اميد

شاه فرمود ای ستمکار لعين

من ز جان دادم ندارم خوف و بيم

خود من اينجا بهر قربان آمدم     

از برای دادن جان آمدم

چون مرا با خلق عالم کار نيست

دادن جان بهر من دشوار نيست

بعد از اينم زندگانی مشکل است

داغ اکبر چون مرا اندر دل است

حاليا ای دشمن آل رسول

مطلبی دارم بکن از من قبول

می بری ناچار چون از تن سرم

قطره ی آبی رسان بر پيکرم  

آن ستمکار قطره آبش نداد

بر گلوی تشنه اش خنجر نهاد

زير خنجر آن غريب خون جگر

هر طرف می کرد با حسرت نظر

شمر گفت ای شاه بی خيل و سپاه

از چه رو داری بر هر سو نگاه

از چه اين سان بيقراری يا حسين

تو دگر ياور نداری يا حسين

چون تو را ديگر کسی غمخوار نيست

پس بگو اين انتظار از بهر چيست ؟

شاه دين گفتا به صد  شور و ندا

در جواب آن لعين بی حيا

گفت دارم انتظار ای بد سرشت

تا بيايد مادر من از بهشت

 

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٥